على محمدى خراسانى

189

شرح منطق مظفر (فارسى)

ولى به پشتوانهء يك امر بديهى عقلى به صورت كلى حكم مىكنيم كه : « همهء كل‌ها در عالم از جزء خود بزرگ‌تر هستند » كه البته بايد گفت اين در حقيقت از مقولهء استقراء بيرون است ، زيرا حتى اگر يك مورد هم استقراء و مشاهده در كار نباشد باز مىتوانيم به مجرد تصور موضوع ، محمول و نسبت ، قاطعانه حكم كنيم كه : « الكل اعظم من الجزء » ، « النقيضان لا يجتمعان » و . . . پس بخشى از امور عامه هم ، از قبيل بديهيات عقلى هستند كه اصلا محتاج به استقراء نبوده و استقراء در غير آن‌ها جارى است . 4 . استقراء ناقصى كه بر وجود مماثلت و مشابهت كامل در ميان جزئيات يك كلّى ، مبتنى باشد يعنى يك يا چند فرد را استقراء نموده و از اين‌كه همهء افراد اين نوع در اين خصوصيت ذاتى ، طبيعى و تكوينى مانند هم هستند به يك قاعدهء كليه دست پيدا كنيم كه اين نيز حكمى جزمى و قطعى خواهد بود و ترديدبردار نيست . مثال الف . فرض كنيد شما وارد باغ انارى مىشويد و يك يا چند دانه از انارهاى باغ را مىخوريد ، مىبينيد كه بسيار شيرين و خوش‌طعم هستند ، حكم مىكنيد به اين‌كه تمامى انارهاى اين درخت يا اين باغ يا « همهء باغات انار عالم طعم شيرينى دارند با اين‌كه مزهء جز يك يا چند انار بيش‌تر را استقراء نكرده‌ايد ولى از جهت اين‌كه همهء مصاديق كلى انار در اوصاف ذاتى و تكوينى مماثلت و مشابهت دارند به يك حكم كلى مىرسيد از باب : « حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء » ، پس وصف و حكم يك فرد از كلى ( بما هو فرد من الكلى لا بما هو فرد له خصوصيات فردية و شخصية ) هم وصف همهء افراد آن است و تفاوتى ميان افراد كلى از اين لحاظ نيست ، گرچه بالعرض تفاوت هست كه محل بحث نيست . مثال ب . فرض كنيد شما مثلثى را بر روى كاغذ ترسيم مىكنيد اين مثلث يك فرد از كل مثلث‌هاى قابل ترسيم در عالم است آن‌گاه با برهان هندسى ثابت مىكنيد كه مجموعهء زواياى داخلى اين مثلث مساوى است با دو زاويهء قائمه ، و از اين‌جا به يك نتيجه كلى مىرسيد كه : « اندازهء زواياى داخلى هر مثلث برابر با دو زاويهء قائمه است » با اين‌كه تنها حكم يك شكل را تحصيل كرده‌ايد ولى به لحاظ مماثلت و مشابهت كامل ميان اين شكل مثلث با اشكال ديگر مثلث ، يك حكم كلى مىدهيد و ترديدى هم در اين قاعده نداريد .